بازخوانی سیره عملی امام (ره) در برخورد با انحرافات منتسبان به خود
سيدحسين را تحت‌الحفظ بياوريد، دست به سلاح برد با تير بزنيد

گروه سیاسی: اگرچه «هنوز 20 سال از رحلت امام(ره) نگذشته است»، اما مرور سیره‌ی عملی بنیانگذار کبیر انقلاب در برهه های حساس تاریخی می تواند به عنوان الگویی راهگشا در گره های تاریخی عصر حاضر مورد استفاده قرار گیرد.

 تحقیق پیرامون مدل رفتار امام(ره) با بستگان و منسوبین خویش یکی از مواردی است که اگرچه طی سال‌های اخیر کم و بیش مورد اشاره قرار گرفته اما به نظر می رسد بازخوانی نوع رفتار ایشان با نوه خود، سید حسین خمینی فرزند ارشد حاج آقا سيد مصطفی خمینی حاوی نکات ظریفی است.


سید حسین خمینی کیست؟

سید حسین خمینی در ابتدای انقلاب اسلامی اگرچه بسیار جوان بود اما در عرصه سیاسی فعالیت محسوسی داشت، به‌گونه ای که یکی از طرفداران شناخته شده جریان ابوالحسن بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به شمار می رفت و حتی پس از عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام خمینی در خردادماه 1360 و همچنین رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت رییس جمهور چند روز بعد از آن، وی نه تنها حاضر به مرزبندی با بنی صدر و جریان منافقین نشد، بلکه بر حمایت خود از جریان مذکور اصرار كرد.


دستور قاطع امام در برخورد با نوه خود

پیرامون برخوردهای امام(ره) با نزدیکان و منسوبین خود نقل‌هاي متعددی وجود دارد اما خاطره ای از ايشان كه به‌طور خاص به سید حسین خمینی باز می گردد، خواندنی است.

روزنامه جمهوري اسلامي در تاريخ دهم شهريور ماه سال 78 در صفحه 13 خود به نقل از سيد حميد روحاني نوشت:

«در سال 59 آقای سید حسین خمینی که نوه امام بود در زمانی که اختلافات بین بنی صدر و شهید رجایی تشدید شده بود آقای سید حسین خمینی می رود در مشهد به نفع بنی صدر سخنرانی می کند. مردم به او حمله می آورند و می خواستند سید حسین خمینی را بزنند و ایشان که مسلح بوده، سلاح کمری داشته، دست به سلاح کمری اش می برد، بچه های کمیته جلوی او را می گیرند می برندش در یک اتاق دیگر. از همانجا مسئولین کمیته تماس می گیرند با دفتر امام. پیغام به امام داده می شود که آقای سید حسین خمینی نوه شما در مشهد از بین صدر دفاع کرده مردم به او هجوم آوردند دست به اسلحه برده ما چه کار کنیم. امام به مرحوم آیت الله اشراقی می فرمایند که به مسئولین کمیته مشهد پیغام دهید که سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش برد او را با تیر بزنند. آقای اشراقی به دفتر می آید و از طریق آقای رحمانی که بعدها نماینده امام در نیروی انتظامی شدند، از طریق ایشان به بچه های کمیته پیغام می دهند. ولی بخش دوم پیام امام را آقای اشراقی نمی دهد و فقط می گوید امام گفته آقای سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود. وقتی ایشان پیش امام بر می گردد امام می پرسد شما دستور من را ابلاغ کردی. ایشان می گوید بله. امام گفت آقای اشراقی کامل ابلاغ کردی؟ آقای اشراقی که نمی توانسته دروغ بگوید می گوید نه من قسمت دومش را نگفتم. امام به آقای اشراقی می فرمایند بر می گردی مجدد تلفن می زنی و هر دو قسمت پیام من را می دهید. سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش زد با تیر او را بزنید.»


نامه تاریخی امام خمینی خطاب به نوه خویش

برخورد امام(ره) با سید حسین خمینی تنها به خاطره نقل شده در این زمینه محدود نمی شود. اگرچه پس از وفات حاج آقا سيد مصطفی، سید حسین به عنوان فرزند ایشان نزد امام جایگاه ویژه ای داشت و از محبوبیت خاصی برخوردار بود اما عدم مرزبندی وی با جریان بنی صدر و منافقین موجب شد تا امام راحل(ره) در نامه ای خطاب به او بنویسد:

«پسرم، حسین خمینی! جوانی برای همه خطرهایی دارد که پس از گذشت آنها انسان متوجه می‌شود . من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند در این کوران‌های سیاسی وارد نشوند، من امید دارم که شما با مجاهدت در تحصیل علوم اسلامی و با تعهد به اخلاق اسلامی و مهار کردن نفس اماره بالسوء، برای آتیه مورد استفاده واقع بشوی»

و در ادامه نیز با تاکید بر عدم ورود سید حسین به بازی های سیاسی به عنوان واجب شرعی تاکید می کنند: «من علاوه بر نصیحت پدری پیر، به شما امر شرعی می‌کنم که در این بازی‌های سیاسی وارد نشوی و واجب شرعی است که از این برخوردها احتراز کنی؛ من به شما امر می‌کنم به حوزه علمیه قم برگرد و با کوشش، به تحصیل علوم اسلامی و انسانی بپرداز.»

(صحيفه نور، جلد 14، صفحه 345)


تداوم مواضع سید ساختارشکنانه سید حسین خمینی

پس از این نامه، سید حسین راهی قم می شود و حتی پس از فوت مرحوم حاج احمد خمینی، هدایت مؤسسه تنظیم و نشر آثار، حرم و بیت امام به سید حسن خمینی فرزند سید احمد آقا و نوه کوچک‌تر امام سپرده می‌شود.

اما طی سال‌های بعد از نامه امام نیز وی هیچ گاه در مسیری که امام به وی امر شرعی نمودند، حرکت نکرد و هر از چندگاهی با اعلام مواضع خود در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و... مورد استقبال رسانه های بیگانه قرار گرفت و نه تنها هیچ گاه مرزبندی خود با دشمنان انقلاب را مشخص نکرد بلکه صراحتا همسو با جبهه ضدانقلاب به فعالیت های خود ادامه داد که از جمله آن باید به سفر وی به عراق در اوایل اشغال این کشور توسط نیروهای امریکایی اشاره کرد که در آنجا طی گفتگو با روزنامه واشنگتن تایمز، از آمریکا به خاطر فتح عراق قدردانی کرد و گفت: «مردم عراق نیروهای آمریکایی را به چشم آزادی‌بخش می‌نگرند نه اشغالگر، من می‌بینم که روز به روز اوضاع کشور رو به بهبودی می رود؛ من امنیت را احساس می‌کنم و می‌بینم که مردم از اینکه از رنج‌های گذشته خلاصی یافته‌‌اند شادمان هستند.»

وي در بخش دیگری از مصاحبه خود با بیان اینکه مردم ایران باید دخالت نظامی آمریکا را برای آزادی کشور خود بپذیرند افزود: «مردم ایران واقعا به آزادی احتیاج دارند، آزادی واجب‌تر از نان شب مردم است. اما اگر برای ایجاد آزادی راهی جز دخالت آمریکا نیست من فکر می‌کنم که مردم ایران باید آن را قبول کنند، من هم این را قبول می‌کنم زیرا با اعتقادات و ایمان من همخوانی دارد.»

همچنین یکی دیگر از مواضعی که از سوی سید حسین خمینی علیه جمهوری اسلامی ایران شهرت دارد، به تیرماه 84 باز می گردد. زمانی که مجله آمریکایی «ونیتی‌فر» از پیشنهاد سیدحسین خمینی به رضا پهلوی برای اتحاد در برابر جمهوری اسلامی خبر داد و گویا این پیشنهاد از سوی کریستوفر هیچنز خبرنگار این مجله - که به قم سفر کرده بودـ به رضا پهلوی داده شده بود.

به نوشته این مجله، حسین خمینی در منزل خود در قم به خبرنگار آمریکایی می‌گوید که حامی مداخله آمریکا در ایران است و در ادامه تصریح می کند: «خواهان حذف حکومتی است که پدر بزرگش در ایران آن را بنا نهاده است. تنها جهان آزاد به رهبری آمریکاست که می‌تواند دمکراسی را به ایران بیاورد.»

پس از این مصاحبه، به گفته احسان نراقی از افراد نزدیک به خانواده شاه مخلوع، سید حسین در سفر خود به آمریکا با رضا پهلوی دیدار می کند که رادیوهای بیگانه نیز پس از این دیدار اعلام کردند: «در این دیدار رضا پهلوی به وی گفته است كه جد من به ایران خدمت کرد و سید حسین هم در پاسخ گفته است جد من به ایران خیانت کرد.» عبارتی که پس از انتشار آن از سوی سید حسین خمینی هیچ‏گاه مورد تکذیب قرار نگرفت.

در مجموع به نظر می رسد تدقیق در باب مدل رفتار حضرت امام (ره) با نزدیکان و منسوبین خویش همواره می تواند به عنوان الگویی جامع که از بطن سیره عملی بنیانذار کبیر انقلاب نیز استخراج شده است، مورد استفاده قرار گیرد چرا که این موضوع پیش از این مورد تاکید مرحوم حاج سید احمد خمینی نیز قرار گرفته است:

«ما منسوبين حضرت امام (ره) بايد توجه داشته باشيم که فقط به علت نزديکي با ايشان است که با ما مصاحبه مي‌شود و يا به ما احترام مي‌شود ... بايد دقيقاً توجه کنيم که اگر امام نبودند هرگز کسي ما را بدان صورت نمي‌شناخت تا با ما مصاحبه کند. پس من من نکنيم که هيچيم ... بايد توجه کنيم که از انتساب سوءاستفاده نکنيم که خلاف شرع مبين است.»


(نشست مطبوعاتی حاج سید احمد خمینی، 24 فروردین ماه 1360)

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 1  توسط احسان  | 

توصيه احمدي‌نژاد به اعضاي دولت در خصوص برخورد زننده سيدحسن

رئيس‌جمهور به اعضاي دولت توصيه كرده است از واكنش به برخورد زننده فيزيكي‌سيد حسن مصطفوي و محمدعلي انصاري با وزير كشور خودداري كنند.

به گزارش رجانيوز،‌ روز 14 خرداد هنگامي كه رئيس‌جمهور در حال سخنراني بود، وزير كشور كه نماينده دولت در ستاد بزرگداشت ارتحال امام(ره) نيز بود، يادداشتي به دكتر احمدي‌نژاد داد كه سيد حسن مصطفوي و محمد علي انصاري با آگاهي از محتواي اين يادداشت برخورد زننده‌اي با وي كردند.

متعاقب اين برخورد و در حالي كه چند روز قبل از آن بر روي سينوس‌هاي صورت مصطفي محمد نجار عمل جراحي انجام شده بود، مقداري خونريزي نيز بر روي صورت وي ايجاد شد.

با اين حال، رئيس‌جمهور علي‌رغم انجام اين رفتار زننده و حركت زشت انصاري مبني بر حضور بر روي سن و تذكر وقت، به اعضاي دولت توصيه كرده است كه از واكنش به اين مسئله خودداري كنند و خطاب به آن‌ها سه بار بر "سكوت" تأكيد كرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 1  توسط احسان  | 
جمعيت ميليوني در مرقد امام اجازه سخنراني به سيدحسن مصطفوي ندادند

جمعيت ميليوني حاضر در مرقد مطهر امام خميني(ره) كه سخنان پرشور دكتر احمدي‌نژاد را با شعارهاي حماسي و انقلابي خود همراهي كرده بودند، پس از حضور سيد حسن خميني در تريبون يكپارچه به مدت 10 دقيقه شعارهايي در حمايت از ولايت و اعتراض به فتنه‌گران سر دادند و مانع از ادامه سخنراني وي شدند.

به گزارش رجانيوز، سيد حسن خميني درطول سخنرانيكوتاه خود با شعارهاي يكپارچه "مرگ بر ضد ولايت فقيه"، "نواده روح‌الله سيد حسن نصرالله"، "وصيت حاج احمد پيروي از ولايت"، "ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند"، "مرگ بر موسوي" مواجه شد.

مردم همچنان خطاب به سيد حسن خميني شعارهاي "بصيرت، بصيرت " سردادند و اين درحالي بود كه شبكه خبر صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران هنگام سردادن شعارها، صداي مراسم را قطع و وصل مي‌كرد.

سيدحسن خميني كه به دليل شعارهاي گسترده مردم نمي‌توانست آنگونه كه مي‌خواهد سخنراني كند، گفت: اگر دوستان بناي شعار دارند، بهتر است اجازه دهند من چند دقيقه‌اي صحبت كنم، وقتي كه رهبري معظم انقلاب تشريف آوردند و در جايگاه قرار گرفتند، طبيعتاً نسبت به آن بزگوار ابراز احساسات مي‌كنند.

شدت شعارهاي مردم به حدي بود كه سيد حسن خميني نتواند به سخنان خود ادامه دهد.

وي چندين بار سخنان خود را قطع كرد و سرانجام مردم حاضر در صحن مطهر حرم را به گروهي اندك تشبيه كرد كه اجازه نمي‌دهند ديگران سخنان او را گوش دهند.

سيد حسن خميني با بيان اينكه هنوز 20 سال بيشتر از انقلاب نگذشته است، تلاش كرد به نوعي شعاردهندگان را به فاصله گرفتن از خط امام پس از 20 سال متهم كند.

خشم مردم انقلابي از سيد حسن خميني به همراهي‌هاي وي با فتنه‌گراني كه طي يك سال اخير با برقرار كردن پيوند با ضدانقلاب مقابل نظام جمهوري اسلامي، خط امام(ره) و ولايت فقيه ايستادند، باز مي‌گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 1  توسط احسان  | 
انتقاد سوزنچی از طرح انحصاری ماندن نشر آثار استاد شهید؛
علی مطهری مقابل دستور رهبر انقلاب درباره آثار شهید مطهری ایستاد

دکتر حسین سوزنچی پژوهشگر و مدرس آثار استاد شهید مرتضی مطهری در مقاله‌ای از طرح علی مطهری برای انحصاری ماندن انتشار آثار استاد انتقاد و ناگفته‌هایی از آشفتگی در انتشار آثار شهید مطهری و مقاومت علی مطهری در مقابل اجرایی شدن دستور رهبر انقلاب مبنی بر خلاصه‌برداری از این آثار را بیان کرد.

به گزارش رجانیوز، در این مقاله که هفته‌نامه پنجره آن را منتشر کرد، آمده است:

نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در جلسه علني روز چهارشنبه 29 ارديبهشت، يک فوريت طرحي را (براي الحاق يک تبصره به ماده 12 قانون حمايت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان) تصويب کردند که به موجب آن، آثار شهيد مطهري از شمول قانون حمايت حقوق مؤلفان مستثني شود، و حق چاپ و نشر آن همچنان در اختيار انتشارات صدرا قرار گيرد. پيشنهاد‎ دهنده اين طرح، علي مطهري چنين توضيح داد: «طبق قانون حمايت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348/10/11، بعد از گذشت 30 سال از درگذشت مؤلف، حقوق مادي اثر وي به ورثه يا وصي او تعلق نمي‌گيرد.» سپس توضيح داد كه «در 31 سال گذشته آثار شهيد آيه‌الله مطهري با يك «نظم قابل‎قبولي» در حال انتشار است! و اگر قرار باشد از اين پس، هركسي آثار ايشان را منتشر كند قطعا[!] باعث تحريفاتي در آثار ايشان خواهد شد و يك نوع بي‌نظمي عجيبي [!] در آثار ايشان پديد خواهد آمد... نظر به اهميت حفظ اصالت آثار شهيد آيت‌الله مطهري و عدم تحريف آن‎ها و نيز پيوند آن با اعتبار علمي و اجتماعي امام خميني(ره) و به‎دليل تأييد كامل اين آثار توسط رهبر معظم انقلاب، ضروري است كه از نشر اين آثار توسط ناشران متعدد جلوگيري به عمل آيد و نشر آن به همان نحو سابق ادامه يابد؛ لذا طرح مذكور جهت پيشگيري از ايجاد تحريف و بي‌نظمي در آثار استاد شهيد آيت‌الله مرتضي مطهري با قيد فوريت تقديم شده است.»

بدين‎ترتيب، مهمترين مستمسک مطرح‎کنندگان محترم اين طرح، جايگاه بي‎بديل آثار شهيد مطهري در بيان نظام‎مند معارف اسلامي و تأکيدات مکرر امام راحل(ره) و مقام معظم رهبري (دام ظله العالي) بر اهميت و لزوم توجه به آن‎هاست، و اين‎که انتشارات صدرا با «نظم قابل قبولي» تاكنون به انتشار اين آثار اقدام كرده و ممکن است در نتيجه مشارکت سايرين در چاپ و نشر اين کتب، آثار ايشان تحريف و يا انتشار آن‎ها دچار بي‌نظمي گردد!

در اين خصوص لازم است به چند نکته توجه شود:

1) بي‎شک هيچ‎چيز در اهميت و اعتبار و استناد، به قرآن کريم نمي‌رسد، و مي‌بينيم که سال‎هاي سال، ناشران مختلف در چاپ و نشر اين اثر نوراني، مشارکت داشته و خللي هم بر معارف اسلام وارد نشده است. تجربه چاپ و نشر قرآن کريم که توسط عموم ناشران و در ابعاد و طرح‎هاي مختلف، و البته با مجوز شوراي نظارت بر چاپ و نشر قرآن کريم، مهمترين شاهد بر اين مدعاست که مي‌توان با اتخاذ راهکار مناسب و کارآمد، دغدغه نظارت را تأمين و از منافع و برکات مشارکت بخش خصوصي و همکاري عمومي استفاده کرد.

2) جايگاه مهم آثار شهيد مطهري در نظام مقدس جمهوري اسلامي غير قابل انکار است؛ اما بايد جنبه فکري آن را جداي از ابعاد قانوني بررسي کرد. در طول بيش از نيم قرن که از تأليف اين آثار مي‎گذرد، استفاده‎هاي علمي مشتاقان در حد و حصر نمي‎گنجد و ان‌شاء‎الله اين شجره طيبه همواره، آثار و برکات مطهر خود را خواهد داشت؛ اما حتي يک مورد هم اتفاق نيفتاده و نخواهد افتاد که کسي به استناد جمله‎اي از شهيد مطهري، حکمي صادر يا قانوني وضع يا پرونده‌اي را قضاوت کند. چنين جايگاه حساس و ظريفي در قوانين رسمي کشور قابل طرح است و مي‌بينيم که اجازه چاپ و اعلام آن، در انحصار روزنامه رسمي کشور و قوه قضایيه است.

3) شوراي نظارت بر نشر آثار شهيد مطهري و انشارات صدرا (كه ظاهرا علی مطهری فرد فعال و تصمیم‌گیر آنان است)، علي‎رغم تلاش‎هاي ارزشمندي که در اين راستا داشته، آن‎چنان که بايد و شايد، پاسخگوي سيل تقاضاها و مطالبات مشتاقان نبوده ‌است؛ و معلوم نيست آن «نظم قابل قبولي» كه ادعا مي‌شود چيست؟

اولا در پياده کردن نوارها و تنظيم يادداشت‎هاي استاد مطهري «كم‌كاري» شديدي مشاهده مي‌شود؛ خصوصا اگر دقت كنيم كه اين انتشارات به‌ويژه در سال‎هاي نخستين آن مورد حمايت ويژه نهادهاي دولتي بوده است. مثلا تمامي سخنراني‌ها و مكتوبات دكتر شريعتي، حتي يادداشت‎هايش، تنها پس از دو سال از وفات ايشان به‎طور كامل در قالب مجموعه آثار و بدون تحريف[!] چاپ شد، با اين‌كه نه از حمايت آن‎چناني دولتي برخوردار بود، و نه‎ناظر آن‎چناني داشت؛ اما در مورد آثار شهيد مطهري كه اين‎چنين مورد تأكيد رهبران نظام اسلامي بوده، پس از 30 سال (دقت کنيد: 30 سال!) هنوز هم نوارها و يادداشت‎هاي منتشر نشده‎اي باقي مانده و در انتظار تنظيم و چاپ است! و انتشارات صدرا هر سال با افتخار[!] چاپ آثار جديدي از استاد را اعلام مي‌كند (مثلا از سه مجموعه يادداشت الفبايي، موضوعي، و كتابچه‌اي ايشان، تاكنون فقط «يادداشت‎هاي الفبايي» منتشر شده؛ و يا از سه سلسله سخنراني‎های ايشان در موضوع «فطرت»، كه استاد شهيد آن را زيربناي معارف اسلامي مي‌دانست، تنها يك سلسله منتشر شده است). آيا اين اقدامات، محبوس كردن انديشه‌هاي استاد و ايجاد مانع براي استفاده عمومي است يا حمايت و نظم در ارائه آن؟

آن‎چه بيشتر جاي تأسف دارد اين است كه گاه برخي از سخنراني‎ها را ناقص منتشر، و اعلام مي‌كنند برخي از نوارهاي شهيد مطهري موجود نيست؛ در حالي كه آن نوارها قبلا توسط ارگان‎هاي معتبر (مانند حزب جمهوري اسلامي) پياده و منتشر شده بوده و هنوز در برخي كتابخانه‌ها آن آثار موجود است. (مانند مباحث «نفاق» شهيد مطهري، كه انتشارات صدرا بعد از گذشت 22 سال از شهادت شهيد مطهري آن را در كتاب 15 گفتار و به طور ناقص منتشر كرد، در حالي‎كه در سال 1359 به طور كامل توسط حزب جمهوري اسلامي منتشر شده بود و...)

ثانيا در عرصه تجديدچاپ کتب موجود با اين‌كه تقاضاها روزافزون است، اما متأسفانه همواره علاقمندان با اعلام عدم موجودي کافي برخي از کتب انتشارات صدرا مواجه مي‌شوند، و امروزه كه به همت عده‌اي از جوانان علاقه‎مند به اسلام، گروه‎هاي مطالعاتي متعددي براي مطالعه آثار شهيد مطهري در كشور شكل گرفته، اين انحصار، مساوي از دست دادن فرصت‎هاي طلايي و خسارتي بزرگ است.

4) متأسفانه «شوراي نظارت بر انتشار و گسترش آثار شهيد مطهري» و «انتشارات صدرا»، نه‌تنها تاكنون اقدام مؤثري در گسترش انديشه‌هاي استاد برنداشته (تاكنون يك كانون مطالعاتي يافت نمي‌شود كه با حمايت‎هاي اين شورا و انتشارات شكل گرفته باشد) بلكه با توجيه حق انحصاري نشر، در موارد متعددي سنگ پيش پاي علاقمنداني گذاشته كه درصدد گسترش انديشه‌هاي استاد شهيد بوده‌اند. مثلا مقام معظم رهبري در اوايل دهه 70 در سخنراني‌اي تأكيد كردند كه خلاصه‌هايي از آثار استاد شهيد تهيه شود و در اختيار علاقمندان قرار گيرد. دانشگاه امام صادق عليه‌السلام در يك پروژه چندساله خلاصه‌هاي مناسبي از بسياري از آثار شهيد تهيه كرد؛ اما آقاي علي مطهري شديدا در مقابل اين اقدام ايستاد و خلاصه كردن آثار را يكي از مصاديق تحريف انديشه‌هاي استاد معرفي کرد! و رييس محترم دانشگاه، به دلايلي، فرمودند كه فعلا انتشار آثار در خارج از دانشگاه متوقف شود و فقط براي تدريس در دانشگاه مورد استفاده قرار گيرد. جاي اين نگراني هست كه مقصود دكتر مطهري از جلوگيري از تحريف در لايحه فوق، ادامه دادن چنين تنگ‌نظري‌هايي باشد.

5) دكتر علي مطهري در نطق خود براي تصويب فوريت اين لايحه، ابتدا بيان مي‌كند كه «اصلا تمسك به اين لايحه براي نشر آثار توسط ديگران، جايز نيست، و فقط براي احتياط چنين تبصره‌اي پيشنهاد شده؛ زيرا در لايحه فوق «حقوق مادي» ذكر شده، در حالي كه «حقوق معنوي» به جاي خود محفوظ است.» ما هم بر اين باوريم كه حقوق معنوي مؤلف قطعا بايد حفظ شود؛ اما سپردن انتشار يك اثر به وارثان او مصداق حفظ منافع مادي آثار براي آن‎هاست؛ (خصوصا كه امروزه برخي از اين آثار به چاپ صدم و بيشتر رسيده و سودآوري مادي آن بر كسي پوشيده نيست) و حفظ حقوق معنوي اثر، چيزي نيست جز اين‌كه اثر همواره با نام مؤلف چاپ شود، و با ورود ساير ناشران، قطعا مشكلي از اين جهت ايجاد نخواهد شد.

بدين ترتيب، افزودن اين تبصره به ماده فوق توجيه مناسبي ندارد، و اتفاقا هدف اين ماده اين بوده كه پس از 30 سال، توزيع انديشه‌هاي يك مؤلف از انحصار خانواده وي خارج شود تا با مشاركت ديگران، آن انديشه‌ها بهتر گسترش يابد؛ و قطعا مجلس محترم شوراي اسلامي كه درصدد حفظ منافع و مصالح ملي كشور است، نبايد چنين طرحي را تصويب كند؛ خصوصا كه ممكن است از فردا سايرين نيز خواستار چنين استثناهايي شوند. همچنين با توجه به اين‌كه شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي چندي است که با تصويب اساسنامه بنياد علمي و فرهنگي استاد شهيد مرتضي مطهري، نشر و ترويج انديشه شهيد مطهري را به آن سپرده است، دكتر مطهري، كه خود عضو آن بنياد هستند، مي‌توانند دغدغه‌هاي حفظ حقوق معنوي مؤلف را از آن طريق تعقيب كنند، و شايسته است آن بنياد شوراي واقعي براي نظارت بر آثار استاد تدارك بيند و خود در خروج آثار از اين انحصار و تسريع در چاپ‌سپاري بقيه آثار پيش‎قدم شود.

در حقيقت برداشتن اين انحصار و عدم افزودن هرگونه تبصره‌اي به آن ماده قانوني، موجب خواهد شد كه بسياري از علاقمندان انديشه‌هاي شهيد مطهري نيز در قبال منتشر نشدن برخي از آثار و در اختيار نبودن برخي ديگر احساس مسئوليت كنند و قطعا تنوع و رقابتي كه در نشر آثار پيش خواهد آمد، هم جذابيت‌هاي چاپ آثار را بيشتر خواهد كرد، هم زمينه را براي كارهاي تحقيقاتي بيشتر در اين آثار فراهم مي‌كند، و هم گروه‌هايی مطالعاتي كه در كشور شكل مي‌گيرند و هميشه به‎خاطر فقدان برخي از آثار مجبورند برنامه مطالعاتي خود را دائما عوض كنند، ديگر با چنين مشكلاتي مواجه نخواهند شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 1  توسط احسان  | 
برخورد زننده سيدحسن‌ مصطفوي و انصاري با دست‌اندركاران مراسم ارتحال

سيد حسن خميني و انصاري روز گذشته (جمعه) در جريان برگزاري مراسم بيست و يكمين سالگرد ارتحال امام خميني و پس از پايان آن، برخوردهاي تند و زننده‎اي با برخي از دست‌اندركاران برگزاري مراسم داشته‌اند.

به گزارش رجانيوز، برخورد با دو تن از اعضاي ستاد نمازجمعه تهران و وزير كشور به‌عنوان نماينده دولت در ستاد برگزاري مراسم ارتحال امام(ره) پس از آن صورت گرفت كه جمعيت حاضر در مرقد مطهر امام خميني به سيد حسن خميني اجازه سخنراني ندادند.

جمعيت ميليوني حاضر در مرقد مطهر امام(ره) كه از ابتداي مراسم شعارهايي عليه سران فتنه سر مي‌دادند، هنگامي كه سيد حسن خميني تلاش كرد براي دقايقي سخنان خود را ايراد كند، با شعارهاي يكپارچه و پيوسته، اعتراض خود را به همراهي وي با سران فتنه در طول يك سال گذشته اعلام كردند.

صداي شعارهاي مردم در مرقد مطهر به‌قدري زياد بود كه شبكه خبر در حين پخش زنده اين مراسم، چندين بار مجبور به قطع كامل صدا شد. با اين حال، سيد حسن خميني جمعيت انبوه معترضان به خود در داخل و خارج حرم را عده‌اي اندك توصيف كرد.

گزارش خبرنگاران ما حاكي است سيد حسن خميني پس از اين واكنش مردمي، با وزير كشور و دو تن از اعضاي ستاد برگزاري نمازجمعه تهران برخوردهاي زننده‌اي داشته است.

همچنين محمدعلي انصاري دبير ستاد بزرگداشت امام(ره) نيز كه در حين سخنراني رئيس‌جمهور در اقدامي نامتعارف دو بار به بالاي سن رفت و قصد تذكر پايان وقت را داشت، پس از عتاب دكتر احمدي‌نژاد به وي و شعارهاي مردم عليه فتنه‌گران، الفاظ ناشايستي خطاب به برخي از دست‌اندركاران مراسم ارتحال به‌كار برده است.

اعتراض يكپارچه مردم به همراهي با فتنه‌گران و سر دادن شعارهايي مانند "نواده روح‌الله سيد حسن نصرالله"، "وصيت حاج احمد پيروي از ولايت" از سوي ناظران سياسي به خيرخواهي مردم براي سيد حسن خميني و تلاش براي بازگرداندن وي از همراهي با فتنه‌گران تعبير شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 1  توسط احسان  | 
كروبي با شعار مرگ بر منافق از مرقد امام(ره) اخراج شد

مهدي كروبي شامگاه پنج‌شنبه با شعار "مرگ بر منافق" مردم از مزار شهداي 72 تن و مرقد امام راحل اخراج شد.

به گزارش رجانيوز، در بدو ورود كروبي به مزار شهداي 72 تن، جمعيتي از جوانان كه اغلب آنان نيز از شهرستان‌ها براي حضور در مراسم سالگرد ارتحال امام خميني به تهران آمده‌اند، با شعار "مرگ بر منافق" از وي خواستند اين مكان را ترك كند.

محافظان كروبي با مشاهده خشم جوانان انقلابي به سرعت وي را از مزار شهداي 72 تن خارج و وي را به مرقد امام راحل منتقل كردند.

در ميان شعاردهندگان تعداد چشمگيري از جوانان و نوجوانان نيز ديده مي‌شدند كه بعد از خروج كروبي نيز شعار «مرگ بر ضد ولايت فقيه»، «مرگ بر منافق» و «ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند» را سر ‌دادند.

مهدي كروبي پس از ارتكاب جرايم بزرگي پس از انتخابات سال گذشته و متهم كردن نظام اسلامي، جرأت حضور در اماكن عمومي را از دست داده و در مواردي نيز كه تصور مي‌كرده است امكان حضور وي براي وي وجود دارد، با اعتراضات شديدي مواجه و مجبور به فرار شده است.

حضور در نمايشگاه مطبوعات سال گذشته و سفر به قزوين براي حضور در منزل قوامي نماينده مجلس ششم نيز با اعتراض شديد مواجه شده و كروبي توسط جوانان انقلابي اخراج شده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 1  توسط احسان  | 
رهبر حكيم انقلاب در خطبه‌هاي عظيم‌ترين نمازجمعه تاريخ اسلام:
ملت ادعاي دنباله‌روي امام را از همراهي‌كنندگان فضاحت روز قدس و عاشورا نمي‌پذيرند/ حال فعلي افراد معيار قضاوت است

ملت وفادار ، پراستقامت و بصیر ایران ، مراسم بیست و یکمین سالگرد ارتحال خمینی کبیر را به عرصه ای برای "تجلی پرشکوه و عمیق وفاداری ایرانیان" به امام راحل عظیم الشان تبدیل کرد و بار دیگر با رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی فقیه زمان، در همراهی با خط نورانی امام پیمان بست.

حضرت آیت الله خامنه ای در اجتماع عظیم مردم در حرم مطهر امام خمینی ، امام را برجسته ترین شاخص انقلاب خواندند و باتاکید بر اینکه امام منهای خط امام، امامی بی هویت است، افزودند: تکیه همیشگی بر اسلام ناب محمدی - جاذبه و دافعه در دایره مکتب اسلام -یقین به وعده های الهی- محاسبات معنوی و تقوا- نگاه جهانی به انقلاب اسلامی - تکیه بر مردم - و توجه به حال فعلی افراد هنگام هرگونه قضاوت، از جمله شاخص های اصلی خط امام است که باید بطور صحیح تبیین شود و مورد توجه مستمر قرار داشته باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حفظ جهت‌گیری‌های اصلی در حرکت‌های اجتماعی بویژه انقلاب‌ها را مانع انحراف و یا دگرگون شدن آنها دانستند و افزودند: افراد یا جریان‌هایی که معمولاً در پی تغییر هویت انقلابها هستند، با پرچم رسمی و تابلو مشخص جلو نمی‌آیند بلکه حرکت آنها پنهان و غیر آشکار است، بنابراین وجود شاخص در انقلاب‌ها بمنظور جلوگیری از هرگونه انحراف ،بسیار ضروری است.

ایشان تأکید کردند در انقلاب اسلامی ایران، مهمترین و اصلی‌ترین شاخص، امام و خط امام است که در رفتار، گفتار و وصیت‌نامه امام بزرگوار(ره) تجلی یافته است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ضرورت تبیین صحیح شاخص های امام و عدم فراموشی یا پنهان ماندن آنها، افزودند: تبیین بد دیدگاهها و نظریات امام(ره) و یا فراموشی آنها همانند از کار افتادن قطب نمایی است که جهت صحیح را نشان نمی دهد.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه مواضع و دیدگاههای امام خمینی(ره) باید کاملا صریح و روشن تببین شود، خاطر نشان کردند: شخصیت و هویت امام نیز به همین مواضع صریح و قاطعانه ایشان است که دنیا را به لرزه درآورد و ملتها را بیدار کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری مواضع امام(ره) درخصوص استکبار، ارتجاع، لیبرال دموکراسی غرب ، و منافقان و دورویان افزودند: ما نمی‌توانیم و نباید بخاطر خوش‌آمد برخی افراد یا جریانها، مواضع امام را پنهان و یا کمرنگ کنیم.

ایشان تأکید کردند: امام منهای خط امام، امام بی‌هویت است و سلب هویت از امام، خدمت به امام خمینی(ره) نیست.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با انتقاد از برخی افراد که بخش‌هایی از مبانی اندیشه امام را انکار و یا پنهان می‌کنند، خاطرنشان کردند: متأسفانه این کج‌اندیشی را کسانی انجام می‌دهند که زمانی خودشان یا مروج افکار امام(ره) بودند و یا پیرو ایشان.

رهبر انقلاب اسلامی، جوانان را به قرائت و تفکر در وصیت‌نامه امام(ره) توصیه مؤکد کردند و افزوند: خلاصه اندیشه امام و مبانی ایشان در این وصیت‌نامه منعکس است.

ولی امر مسلمین، یکی از مبانی و شاخصهای اصلی اندیشه امام خمینی(ره) را اسلام ناب محمدی(ص) دانستند و خاطر نشان کردند: اسلام ناب در اندیشه امام، اسلامِ ظلم‌ستیز، عدالت‌خواه، طرفدار محرومان و حقوق پابرهنگان و مستضعفان است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، با اشاره به اینکه در اندیشه امام، اسلام امریکایی مقابل اسلام ناب محمدی قرار دارد افزودند: اسلام آمریکایی همان اسلام تشریفاتی، اسلام بی‌تفاوتی در برابر "ظلم و زیاده خواهی" و اسلام همراهی و کمک به زورگویان است.

ایشان با تأکید بر اینکه امام خمینی(ره) تحقق اسلام ناب را فقط در پرتو حاکمیت اسلام امکان‌پذیر می‌دانستند، خاطر نشان کردند: امام بزرگوار(ره)، جمهوری اسلامی را مظهر و زمینه ساز حاکمیت اسلام می دانستند و به همین علت حفظ نظام اسلامی را واجب ترین واجبات اعلام کرده اند.

رهبر انقلاب اسلامی، هدف اصلی امام را تحقق اسلام ناب دانستند و تأکید کردند: امام(ره) براساس این هدف، تا آخرین لحظه و با قدرت تمام پای حفظ جمهوری اسلامی ایستادند و یک مدل نو از نظام سیاسی را که متکی بر رأی مردم و شریعت اسلامی بود، به دنیا عرضه کردند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، شاخص عمده دیگر خط امام را جاذبه و دافعه امام در دایره مکتب اسلام دانستند و تاکید کردند: هرگونه تولی و تبری در عرصه سیاست هم باید تابع تفکر و مبانی امام باشد.

ایشان گستره جاذبه و دافعه امام را بسیار وسیع خواندند و افزودند: دشمنی و قاطعیت امام فقط و فقط برای اسلام بود نه مسائل شخصی و به همین علت امام با همه اقوام و گروه‌های ملت را با هر سلیقه و دیدگاه همواره در آغوش مهربان خود جای می داد اما قاطعانه کمونیست‌ها، لیبرال‌ها و دلباختگان نظام‌های غربی را طرد می کرد و بارها و بارها با تعابیر سخت و تلخ، مرتجعان را نیز محکوم و طرد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در پرتو این شاخص مهم خط امام، انسان نمی تواند خود را رهرو امام بداند اما با کسانی که صریحا پرچم معارضه با امام را بلند می کنند، هم جهت و همراه شود.

رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه افزودند: اگر امریکا، اسرائیل، سلطنت طلبان، منافقان و دیگر مخالفان و معاندان امام، حول محور یک فرد جمع شوند و از او تجلیل و احترام کنند و او ادعا کند که من در خط امام هستم، این ادعا پذیرفتنی نیست و نمی تواند واقعیت داشته باشد چرا که امام بصراحت تاکید می کرد که اگر دشمنان اسلام از ما تعریف کنند بدانیم که خیانتکاریم.

حضرت ایت الله خامنه ای با اشاره به کسانیکه در روز جهانی قدس بصراحت در مقابل آرمانهای امام موضع گیری کردند و در روز عاشورای سال گذشته آن فضاحت را بار آوردند افزودند: اگر شخصی در قبال این تحرکاتی که از اساس با مبانی امام مخالف است اظهار همراهی یا حتی سکوت کند، ملت با درک حقایق، ادعای این فرد را در دنباله روی از امام نمی پذیرد.

رهبر انقلاب اسلامی اطمینان به وعده الهی و در نظر گرفتن محاسبات معنوی و الهی را یکی دیگر از شاخصهای راه و حرکت امام برشمردند و خاطر نشان کردند امام خمینی در تصمیم گیری و تدابیر خود، محاسبات معنوی را در درجه اول قرار می داد و هدف اصلی او از انجام هر کاری فقط کسب رضای الهی بود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به معنا نداشتن یاس ، ترس ، غفلت و غرور در فعالیتهای امام خمینی افزودند : امام ، در تمام مسائل شخصی و اجتماعی و سیاسی ، حتی در قضاوتهای خود درباره دشمنان و مخالفان ، از جادة تقوا ، ذره ای منحرف نشد و این درسی است برای همه خصوصا جوانان انقلابی و مومن و عاشق امام که حتی در باره مخالف و دشمن هم باید کاملا منطبق بر حق و تقوا وعدالت رفتار کرد.

رهبر انقلاب اسلامی، یکی دیگر از شاخصهای مهم خط امام را مردم و نقش مردم خواندند و افزودند امام در عرصه تکیه بر مردم در انتخابات و دیگر مسائل جامعه و کشور، واقعا کارهای عظیمی انجام داده اند.

ایشان با اشاره به برگزاری رفراندوم تعیین نظام تنها دو ماه پس از پیروزی انقلاب افزودند رجوع به ارای ملت برای تعیین شیوه و نوع حکومت با این فاصله کم، در هیچ انقلابی سابقه ندارد.

رهبر انقلاب اسلامی برگزاری انتخابات متعدد در هر شرایطی حتی در دشوارترین روزهای جنگ تحمیلی را یادآور شدند و افزودند هیچ انتخاباتی در حیات سی ساله انقلاب حتی یک روز عقب نیافتاده است و این مسئله در هیچ نظام مدعی دموکراسی وجود نداشته است.

جهانی بودن نهضت اسلامی از دیگر شاخصهای خط امام بودکه رهبر فرزانه انقلاب در خطبه های امروز به تبیین آن پرداختند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به شجاعت امام در اعلام "جهانی بودن نهضت و انقلاب اسلامی" افزودند این اقدام امام با دخالت در امور دیگر کشورها و یا صدور انقلاب به شکل استعماری کاملا متفاوت است و مقصود و مقصد امام این بود که ملتهای جهان از عطر این حرکت تاریخی بهره مند شوند و با آگاهی به وظایفشان عمل کنند.

ایشان افزودند : دفاع منطقی و جانانه امام از ملت فلسطین یک نمونه از نگاه جهانی امام به انقلاب اسلامی است و امام صریحا می گفت اسرائیل غده ای سرطانی است و مشخص است که علاج غده سرطانی ، قطع آن است.

رهبر انقلاب اسلامی، موضعگیری امام در دفاع از ملت فلسطین را منطقی ترین موضع خواندند و افزودند زورگویان جهانی با ظلم و کشتار و شکنجه و تبعید یک ملت ، سعی کردند یک واحد جغرافیایی را حذف و در اقدامی صد در صد غیر منطقی، یک کشور جعلی به نام اسرائیل را جایگزین آن کنند اما در مقابل این ستم آشکار تاریخی، امام در موضعی صد در صد منطقی تاکید می کردند باید این واحد جعلی جغرافیایی حذف شود و حیات کشور اصلی یعنی فلسطین در تاریخ ادامه یابد.

رهبر انقلاب اسلامی، در همین زمینه افزودند موضع گیری امام در مقابل اسرائیل غاصب کاملا صریح بود اما اکنون اگر کسی به اشاره هم در این باره سخن می گوید عده ای مدعی خط امام ، بنوعی اعتراض می کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه تبیین شاخصهای مهم خط امام ، به سخنان ایشان در باره محور بودن حال کنونی افراد در هرگونه قضاوت و ارزیابی ، اشاره کردند و افزودند امام بارها می گفت قضاوت در مورد اشخاص باید با محوریت حال فعلی آنها صورت گیرد و این مسئله ، شاخص مهمی در درک و پیروی از خط امام است.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند تمسک به گذشته افراد ، هنگامی قابل قبول است که حال فعلی آنان در مقابل گذشته ایشان قرار نداشته باشد اما اگر چنین شد طبعا گذشته افراد دیگر نمی تواند معیار و ملاک باشد.

رهبر انقلاب اسلامی، در همین زمینه ، سوابق طولانی و درخشان طلحه و زبیر در صدر اسلام و سپس تغییر موضع آنان را مورد اشاره قرار دادند وافزودند برخورد قاطع امیر مومنان با طلحه و زبیر، نمونه ای تاریخی از ضرورت توجه به حال کنونی افراد در هرگونه قضاوت و ارزیابی است.

ایشان همچنین برخورد قاطع امام با برخی از همراهان اولیه انقلاب را نمونه هایی از پایبندی عملی امام به این شاخص مهم برشمردند و افزودند برخی ، حتی از دوران نجف با امام همراه بودند اما امام در مقطعی، آنان را به علت موضع گیریهایشان طرد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان مبحث مربوط به شاخص های مهم امام و خط امام ، آحاد مردم بویژه جوانان را به مطالعه و تحقیق و تفکر در این شاخصها و مبانی امام توصیه کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با اشاره به قدرت روز افزون ملت ایران و جمهوری اسلامی پس از ارتحال امام خمینی (رض) خاطر نشان کردند هر نوع برنامه ریزی دشمنان حتی اگر با همراهی افراد ساده دل و غافل توام شود در پرتو ایستادگی و بصیرت ملت بزرگ ایران ، در نهایت به تقویت جمهوری اسلامی منجر خواهد شد.

ایشان با یادآوری حمایت آمریکا ، انگلیس ، کشورهای غربی ومنافقان و سلطنت طلبان از "فتنه پس از انتخابات" افزودند: همراهی دشمنان و فتنه گران ، به تجلی عظمت پرشکوه ملت ایران در 9 دی و 22 بهمن 88 منجر شد و از این پس نیز ملت ایران و جوانان تحصیلکرده و بیدارش با تکیه بر تقوا و بصیرت ، هرتوطئه دشمنان را نقش برآب خواهند کرد.

رهبر انقلاب اسلامی در خطبه دوم نماز جمعه با اشاره به برخی مسائل مهم بین المللی افزودند: توطئه یهودی سازی فلسطین و ادامه محاصره غزه و تحولات مربوط به آن از مسائل مهمی است که باید مورد توجه و تحلیل قرار گیرد.

حضرت آیت الله خامنه ای هدف از توطئه یهودی سازی فلسطین را ، قطع کردن ریشه اسلام در فلسطین ارزیابی و خاطر نشان کردند دنیای اسلام باید با همه وجود در مقابل این جنایت بزرگ بایستد و مانع تحقق آن شود.

ایشان همچنین ادامه محاصره غزه را حرکتی وحشیانه خواندند و افزودند محاصره یک و نیم میلیون انسان در غزه ، با حمایت آمریکا ، انگلیس و دیگر قدرتهای غربیِ داعیه دار حقوق بشر انجام می شود و متاسفانه در این میان برخی کشورهای عربی واسلامی نیز با سکوت محض خود نظاره گر ماجرا هستند که البته بعضی هم در پشت صحنه رفتارهای خائنانه دارند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اقدام اخیر رژیم صهیونیستی در حمله به کاروان امداد رسانی به غزه در آبهای آزاد و بین المللی و دروغگویی مشمئز کننده آنان در این ماجرا افزودند این اقدام خوی توحش صهیونیستها را به دنیا نشان داد و این وحشی گری همان واقعیتی است که جمهوری اسلامی ایران در سی سال گذشته فریاد کرده اما مورد بی اعتنایی قدرتهای غربی دروغ گو و ریاکار قرار گرفته است.

حضرت آیت الله خامنه ای ، حمله رژیم صهیونیستی به کاروان امداد رسانی غزه را ناشی از خطای محاسبه صهیونیستها و اشتباه بزرگ این رژیم دانستند و تاکید کردند ، رژیم غاصب صهیونیستی همانگونه که در حمله به لبنان و سپس در حمله به غزه دچار خطای محاسبه شد ، در این ماجرا هم اشتباه کرد و این اشتباهات پی در پی نشانگر این است که رژیم صهیونیستی قدم به قدم ، به سرنوشت قطعی خود یعنی سرنگون شدن در دره نیستی ، نزدیک می شود.

ایشان یکی دیگر از مسائل مهم و قابل تامل بین المللی را ، نتیجه نشست یک ماهه ان پی تی در نیویورک برشمردند و افزودند نتیجه ای که در این نشست بدست آمد، برخلاف برنامه ریزی و خواست قدرتهای زورگو بود ، زیرا با فشار 189 کشور ، رژیم صهیونیستی ملزم به پیوستن به معاهده ان پی تی شد و ضرورت نابودی سلاحهای هسته ای مورد توجه قرار گرفت.

رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند آنچه که در نشست ان پی تی اتفاق افتاد،نشان می دهد ، حرف و نظر قدرت متکبر و زورگویی نظیر آمریکا، دیگر در دنیا خریدار ندارد.

حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه خاطر نشان کردند: جمهوری اسلامی ایران بواسطه ایستادگی سی ساله ملت ایران ، توانسته است وضعیتی را در افکار عمومی جهان بوجود آورد که نه فقط ملتها بلکه دولتها نیز در مقابل آمریکا می ایستند و برخلاف نظر او رای می دهند.

ایشان در پایان خطبه های نماز جمعه خاطرنشان کردند: این مسائل و اتفاقات بین المللی از بشارتهای الهی به ملت بزرگ ایران است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 1  توسط احسان  | 
باب حمله به مقدسات از خانواده هاشمی باز شد
سخنان منتظری سخیف بود؛ او به تعبیر امام صلاحیت کار سیاسی ندارد

گروه سیاسی: باور اینکه منتقد سرسخت مناظرات انتخاباتی خود روزی با صراحت و تندی دو چندان از خانواده هاشمی سخن می گفته و به نقشی نظیر نقش امروزش می تاخته شاید دشوار باشد؛ اما این واقعیتی است که در خصوص علی مطهری مصداق دارد و البته دامنه اش بسیار فراتر از این حرف هاست و حتی به اظهار نظر در مورد اصلاحات و منتظری هم می رسد!

به گزارش رجانیوز، در جریان مسائل بعد از انتخابات بود که راهکاری قدیمی برای حل مشکلات بازتولید شد و علی مطهری در صدر بانیان آن قرار گرفت. راهکار "یکی به نعل زدن و یکی به میخ کوفتن" چاره ای بود که مطهری با برجسته کردن برخی جملات مطرح شده در مناظرات تلویزیونی در دستور کار قرار داد تا دو طرف را در عرض هم در جایگاه متهم بنشاند و بعد هم با عذرخواهی هر دو، موضوع را به دوستی و صلح و صفا و آرامش خاتمه دهد! غافل از اینکه همان روزها رئیس جمهور قانونی کشور و دولت نهم بارها و بارها از جانب طیف مقابل دیکتاتور، فرعونی، طاغوت، تروریست، متحجر، نکبت، قرون وسطایی، عصر قجری، دروغگو، رمّال، عبوس، هتاک و لقب گرفته بود.

مطهری بارها و بارها تاکید کرد:«همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابان‌ها کرد و زمینه آشوب‌ها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینه‌ساز آشوب‌ها به شکل دیگر بود.»

او حتی تا آنجا پیش رفت که به نوعی احمدی نژاد را متهم اصلی وقایع بعد از انتخابات دانست. شاید بعد از مواضعی از این دست بود که رهبر انقلاب طی سخنانی نسبت به اصلی و فرعی کردن مسائل هشدار دادند و بزرگترین جرم را زیر سوال بردن اصل انتخابات دانستند.

مواضع علی مطهری در مصاحبه با روزنامه کیهان در سال 79 اما تصویر دیگری از او ارائه می کند. آن روزها او با تندی و صراحتی چندین برابر مناظرات انتخاباتی به هاشمی و خاندان او می تاخت. علی مطهری طی سخنانی گفت:«بعد از جنگ و در دوران سازندگی واقعا اشکالات غیرقابل توجیهی به‌وجود آمد که البته همه آنها را نمی‌توان متوجه آقای هاشمی دانست. به عقیده من در دوره سازندگی آزادی بیان به اندازه کافی وجود نداشت و در نتیجه بسیاری از تخلفات مکتوم می‌ماند مثل قتل‌های سیاسی که بعدها معلوم شد کسی از آن خبر نداشت. اگر مطبوعات تا حدی آزاد بودند اینها برملا می‌شد و افرادی که این کارها را می‌کردند یک ترسی داشتند. خوب این واقعا یک خطا بود که در آن دوران اتفاق افتاد، کسی هم از مسوولان بلندپایه راضی به این اعمال نبوده است ولی این کارها شد؛ یا مثلا ورود و دخالت اقوام رییس‌جمهور در تمام شئون سیاسی و اقتصادی واقعا درست نبود. اینکه اینها بیایند در اکثر مراکز حساس اقتصادی مسلط شوند، این چه دلیل موجهی دارد؟ مثلا در وزارت نفت آنجایی که باید معاملات مهم انجام شود حتما باید از نزدیکان ایشان باشد.»

او همچنین در پاسخ به سوالی که علت احتمالی استفاده از نزدیکان را اطمینان و اعتماد آقای هاشمی می دانست، گفت:«تا یک حدی این استدلال قابل قبول است. مثلا اینکه پسرشان رییس دفترشان باشد، ولی حالا حتما باید "کیش" هم دست اینها باشد، وزارت نفت هم زیر نفوذ اینها باشد، فلان کارخانه خودروسازی هم مال اینها باشد و انحصار صادرات فلان محصول در اختیارشان باشد؟ اینها هم توجیه امنیتی دارد؟ اینها را که دیگر نمی‌شود براساس مصالح ملی توجیه کرد.»

علی مطهری به همین میزان هم بسنده نکرد و به نوعی باز شدن باب حمله به مقدسات را نیز از خانواده هاشمی و نقش آفرینی های دختر او دانست. فرزند شهید مطهری ادامه داد:«خب، وقتی یک خانواده‌ای اینقدر دست‌شان در امور اقتصادی و قدرت سیاسی باز باشد، کم‌کم جسارت پیدا می‌کنند و متعرض امور مقدس هم می‌شوند. مثلا دختر ایشان به چه مجوزی باید آزاد باشد که احکام اسلام را به راحتی زیر سوال ببرد؟ خب این خانم در آن روزنامه‌ای که داشت خیلی راحت نوشت چرا باید دیه مرد دو برابر زن باشد یا چرا حکم اثر چنین و چنان است؟ اصلا باب حمله به مقدسات از آن موقع باز شد و اینها فسادهایی بود که از آن وقت جان گرفت و در جامعه گسترش پیدا کرد.»

علی مطهری در عین حال معتقد بود با نام اصلاح طلبی برخی درصدد ساقط کردن ولایت فقیه و از بین بردن اساس حکومت دینی هستند. او گفت:«من به‌طور کلی معتقدم که استفاده از اصلاحاتی نظیر اصلاحات، اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان برای جامعه امروز ما ضرورتی ندارد. مدعیان اصلاح‌طلبی، از این لفظ اصلاح ساختاری در حکومت را اداره می‌کنند و من با این مدعا مخالفم. بنابراین من با به‌کار بردن کلمه "اصلاح‌طلبی" به مفهوم نجات حکومت از انحراف اساسی و بازگرداندن آن به مسیر درست موافق نیستم. به‌دلیل اینکه اساسا هیچ انحراف اساسی و بنیادینی در جمهوری اسلامی ایجاد نشده است تا ما بخواهیم آن را اصلاح کنیم. انحرافات جزیی در طول 20 سال گذشته ایجاد شده است و کسی هم منکر آن نیست و این اشکالات و نقایص در هر حکومتی به‌وجود می‌آید و قابل رفع هم هست اما اینکه ادعا کنیم اساس حاکمیت دچار انحراف شده و باید اصلاح شود، این خودش انحراف است و نوعی فریبکاری است.»

مطهری همچنین ادامه داد:«به‌نظر من لفظ "اصلاحات" و مشتقات آن الان مورد سوءاستفاده قرار گرفته و از این واژه خوب و مقدس برای جلب آرای مردم استفاده ناصواب می‌شود. کسانی پیدا شده‌اند که جریان اصلاحات را بستری برای ساقط کردن ولایت فقیه و از بین بردن اساس حکومت دینی می‌دانند، ما که نمی‌توانیم چنین روندی را قبول کنیم. بله ما هم انتقاداتی به گذشته داریم و معتقدیم فسادهایی به وجود آمده که باید آنها را اصلاح کرد. حالا آقایان آمده‌اند به نام اصلاحات کارهایی کرده‌اند که فهرست آن فسادها طولانی‌تر شده است. اگر بناست اصلاحاتی صورت بگیرد، باید شامل فسادهای پس از دوم خرداد هم بشود.»

علی مطهری با اشاره به کسانی که دوران حیات حضرت امام را هم زیر سوال برده‌اند و دفاع مقدس و تداوم آن پس از فتح خرمشهر را به شکل وقیحانه‌ای تخطئه می‌کنند، گفت:«کسانی که این شبهه‌افکنی‌ها را می‌کنند هدفشان ساقط کردن اصل و اساس نظام است. اینها با جایگاه رفیع ولایت فقیه مساله دارند، با آرمان‌های بلند حضرت امام (ره) مشکل دارند و حرف‌هایی که مثلا درباره جنگ می‌زنند، عوام‌فریبی است. من فکر نمی‌کنم اینها بتوانند در یک بحث منطقی و عالمانه حتی یک انحراف اساسی از دوران حیات مبارک حضرت امام نشان بدهند. البته خ ود ما الان که گذشته را ارزیابی می‌کنیم، ممکن است انتقاداتی به بعضی از روش‌ها یا تصمیمات خودمان داشته باشیم ولی اینها انحرافات اساسی نیست. اشکالات واقعی در دوران سازندگی پیدا شد.»

مطهری همچنین با اشاره به عملکرد دولت اصلاحات تصریح کرد:«تاکید افراطی بر آزادی و دموکراسی و انکار تکالیف و مسوولیت‌های بشر به حدی شد که گویی ارزش‌های انسانی منحصر است به آزادی و دموکراسی. تاکید بر این مفاهیم آن هم از نوع غربی‌اش باعث شد که بسیاری مفهوم بی‌بندوباری را از آزادی بفهمند. یکی دیگر از انحرافاتی که ریشه‌اش پیش از دوم خرداد وجود داشت اما بعد از دوم خرداد گسترش رنج‌آوری پیدا کرد، عدم نظارت و بلکه عدم اعتقاد به مسائل فرهنگی است. امر به معروف و نهی از منکر تحقیر شد. در آن دوره آنارشیسم مطبوعاتی این‌‌طور تبلیغ می‌کردند که حالا عصر ماهواره و اینترنت و دهکده جهانی است و اصلا امر به معروف و نهی از منکر بی‌معنی است و خلاصه دوره این حرف‌ها گذشته است. ما نباید بترسیم از گفتن این واقعیت که بعد از دوم خرداد، جامعه دچار انحطاط اخلاقی شده و این قابل انکار نیست. وضع پارک‌ها و خیابان‌ها و روابط دخترها و پسرها، تقلید بی‌چون و چرا از فرهنگ غرب است و این وضع زننده از آثار اقدامات اصلاح‌طلبان است، گرچه ریشه باریکی در گذشته دارد، اما در این دو، سه سال گذشته به اوج خودش رسیده است.»

او تساهل و تسامح دولت اصلاحات را به باد نقد گرفت و حتی طرح گفتگوی تمدن های خاتمی را هم یک شعار غیر اسلامی دانست:«در سال‌های اخیر برداشت غلطی از واژه‌های اسلامی تسامح و تساهل رواج پیدا کرد که نتیجه‌اش بی‌اعتنایی به احکام اسلام و به بازی گرفتن شریعت شد که حالا در حوصله این گفت‌وگو نیست که من بخواهم شرح و بسط بدهم. مساله تامل‌برانگیز دیگر همین موضوع "گفت‌وگوی تمدن‌ها" است. بدون ملاحظه باید بگوییم این شعار یک شعار اسلامی نیست، یعنی تاکید افراطی بر ملیت‌ها و نژادها و عناصری از این قبیل به‌جای تاکید بر هویت دینی کار غلطی است. شما اگر به سخنان حضرت امام توجه کنید می‌بینید که فقط صحبت از اسلام است.»

او پیکان نقد را به جانب آیت الله طالقانی هم گرفت. علی مطهری از رودربایستی دست اندرکاران نظام در مواجهه با فرصت طلبان انتقاد کرد و مشی کسانی را که می خواهند با ژست اعتدال محبوب همه قرار بگیرند را نادرست خواند. مطهری در خصوص آفات نهضت و زمینه های نفوذ فرصت طلبان گفت:«من اجمالا به یک علت خیلی روشن اشاره می‌کنم و آن هم عالم رودربایستی دست‌اندرکاران اصلی نظام در مواجهه با فرصت‌طلبان، منحرفان و افراد بی‌صلاحیت است. در ابتدای انقلاب که شهید مطهری همانند یک مشاور عالی در خدمت حضرت امام بودند، ما نمونه‌هایی از این قاطعیت در تایید و رد صلاحیت اشخاص را در نزد ایشان می‌بینیم.»

او همچنین با اشاره به مخالفت شهید مطهری با انتساب آقای لاهوتی به عنوان ریاست کمیته ها به خاطر قاطع نبودن او گفت:«روحیه قاطع و بی‌ملاحظه‌ای که با هیچ‌کس رودربایستی ندارد، مسلما دشمنان زیادی هم خواهد داشت، ولی چه می‌شود کرد؟ نمی‌شود که برای همیشه محبوب‌القلوب همگان بود، باید دید حق کجاست، نباید رودربایستی با اشخاص داشت. مساله انقلاب و نظام و مصلحت مردم است.»

علی مطهری که بعدها خواستار تسامح شورای نگهبان در تایید صلاحیت های انتخابات مجلس شد و حتی رسما در این خصوص نامه نوشت، آن روز در مصاحبه با کیهان شورای نگهبان را به عدم برخورد انقلابی متهم کرد و گفت:«من واقعا اعتقاد دارم که شورای نگهبان درباره خیلی‌ها رودربایستی کرد.»

او در خصوص آیت الله طالقانی گفت:«شما می‌دانید آقای طالقانی یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های انقلاب بودند و هستند. حالا تصور کنید اگر ایشان اول انقلاب می‌خواستند رییس‌جمهور شوند، واقعا صلاح بود؟ مسلم است که نبود، نه حضرت امام راضی بودند و نه دیگران. مرحوم پدر ما در آن یکی، دو ماهی که بعد از انقلاب در قید حیات بودند دائما نگران آقای طالقانی بودند که مبادا ایشان حرفی بزند یا کاری بکند که به ضرر انقلاب باشد. منظورم این است که آدم‌های صلح کل که همه قبولشان دارند، همه دوستشان دارند و به اصطلاح دوست و دشمن از اینها خوششان می‌آید، چنین اشخاصی نمی‌توانند در کادر رهبری یک جامعه قرار بگیرند. خب حالا ما که می‌گوییم مثلا آقای طالقانی به درد بعضی کارها نمی‌خورد خدای ناکرده منظورمان دشمنی با آن مرحوم نیست. ما واقعا آقای طالقانی را دوست داریم. مرحوم پدر خیلی به آقای طالقانی علاقه داشت. آن روزهایی که آقای طالقانی قهر کردند و از تهران بیرون رفتند مرحوم پدر خیلی ناراحت شدند و از اینکه چرا آقای طالقانی ابزار بعضی گروه‌ها شده‌اند. مرحوم حاج احمد آقا را فرستادند با ایشان صحبت کند، خود ایشان رفتند خصوصی با آقای طالقانی صحبت کردند. الان هم وقتی به رفتارهای بعضی اشخاص نگاه می‌کنیم می‌بینیم خیلی شبیه آقای طالقانی است. از حیث تاثیرپذیری از اطرافیان و صلح کل بودن و اینکه بگوید همه حق دارند.»

انتقاد علی مطهری از آیت الله طالقانی در حالی است که اکنون به نظر می رسد خود در جایگاهی قرار گرفته که پیشتر منتقد آن بود.

موضوع دیگری که در آن مصاحبه مورد اشاره قرار گرفت، بحث آیت الله منتظری بود. مطهری سخنان منتظری در خصوص رهبر انقلاب طی آن سال ها را سخیف خواند و خواستار سکوت در قبال او شد تا به دور از جنجال آفرینی ها عمرش به سر برسد. علی مطهری گفت:«متن سخنرانی خیلی سخیف بود. بالاخره ایشان به تصریح حضرت امام (ره) صلاحیت کار سیاسی ندارند و حرف‌هایشان هم در این امور اصلا اعتبار ندارد، منظور من این بود که ما نباید جوری با ایشان برخورد کنیم که باعث سوءاستفاده دشمنان و اطرافیان ایشان که انسان‌های ناسالم و ناصالحی هستند، بشود. ما باید بزرگوارانه از کنار برخی کارهای آقای منتظری بگذریم. بالاخره عمر ایشان که عمر نوح نیست، تمام می‌شود. بهتر است سکوت کنیم در برابر کارهای ایشان تا غائله برای کشور درست نشود. می‌شود عاقلانه‌تر از کنار رفتار ایشان عبور کرد تا مشکلی درست نشود.»

او اما بعد از فوت آیت الله منتظری دست به قلم شد تا به گونهای دیگر بنویسد:«رحلت فقیه عالی قدر آیت الله حسینعلی منتظری ثلمه ای در اسلام وارد کرد که هیچ چیز جایگزین آن نیست . آیت الله منتظری نزدیک ترین دوست و یار شهید آیت الله مطهری بود . این دو بزرگوار یازده سال در مدرسه فیضیه هم مباحثه بودند ، هشت سال شاگرد مرحوم آیت الله بروجردی در فقه و اصول بوده و دو شاگرد برجسته آن مرجع تقلید به شمار می رفتند....»

عبارات معترضه ای که علی مطهری در وصف آیت الله منتظری به کار برد، کم نبود. او از شهید مطهری و آیت الله منتظری با عنوان دو یار دیرینه یاد کرد. او در عین حال گفت:«چند سال پیش در روزهای آخر حصر آیت الله منتظری با دریافت مجوز به دیدن ایشان رفتم. اولین جمله ای که به من گفت این بود: علی! دیدی با من چه کردند؟! دلم فرو ریخت. گفتم اگر شهید مطهری بود این طور نمی شد. سخن مرا تایید کرد و یک ساعت و نیم با من درد دل کرد. از وضع خودش در آن سالها و از خاطراتش با شهید مطهری گفت. از جمله مسئله رابطه شهید مطهری با آیت الله بروجردی و کدورتی را که میان آنها پدید آمده بود خوب ودقیق توضیح داد و جزئیات حوادث در خاطرش بود.»

شاید باور اینکه کسی آن هم با ادعای اصولگرایی مواضعش این چنین تغییر کند، دشوار باشد که قطعا هم چنین است. یا باید اصول و واقعیات تاریخی تغییر کرده باشد یا آقای علی مطهری؛ و گر نه چگونه می توان مواضعی چنین متناقض را مطابق با اصولی ثابت دانست؟!

مطهری در نوشتار خود که بعد از فوت آیت الله منتظری به نگارش درآمده بود، ادامه داد:«در مجموع، ما با او خوب رفتار نکردیم. امام خمینی رهبری آیت الله منتظری را به دلیل روحیات خاص ایشان صلاح نمی دانست که شاید اگر آیت الله مطهری حضور داشت نیز همین نظر را داشت اما امام روی جنبه فقاهت آیت الله منتظری تاکید کرده و اظهار امیدواری نموده بود که ایشان گرمی بخش حوزه علمیه در این جهت باشد اما ما گاهی برای تدریس ایشان نیز مانع تراشیدیم و تحمل هیچ گونه اظهار نظر اجتماعی و سیاسی او را نداشتیم و گاهی برخی روزنامه ها به ایشان توهین آشکار کردند. خدا از سر تقصیرات همه ما بگذرد.»

این مواضع پارادوکسیکال سوالات و ابهامات زیادی را در پیش روی قرار می دهد. سوالات و ابهاماتی که ای کاش آقای مطهری خود برای آن پاسخی پیدا کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 23  توسط احسان  | 
شریعتمداری: آشوب ها مطابق فرمول شناخته شده بیگانگان بود
کواکبیان:خاتمي،موسوي وکروبي بايد با بيگانگان مرزبندي مي‌کردند

برنامه "رو به فردا" از همان آغاز مورد استقبال اهالی میدان سیاست و رسانه قرار گرفت؛ آنقدر که برخی عنوان 90 سیاسی را برایش برگزیدند. سه شنبه شب نوبت به مصطفی کواکبیان و حسین شریعتمداری رسید تا از انتخابات و مسائل پس از آن بگویند و راهکارهای برون رفت از شرایط کنونی را مورد بررسی قرار دهند.

به گزارش رجانیوز در این گفتگوی صریح که کواکبیان از همان آغاز نام مناظره بر آن گذاشت، هر دو طرف بر نقاط مشترکی تاکید کردند. عدم مرزبندی رهبران اصلاحات با خارج از مرزها نقدی بود که هر دو به نوعی آن را وارد می دانستند؛ هر دو معتقد بودند آمریکا و معاندان خارجی برای کشور طرح ریزی داشته اند؛ هر دو اغتشاشات، حمله به اموال عمومی، پاره کردن عکس امام، اهانت به سیدالشهداء و شعارهای ساختارشکنی چون "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" را محکوم کردند و معتقد بودند باید این جریانات بعد از انتخابات خاتمه پیدا کند.

آسیب هایی که کشور در حوزه مختلف اعم از اقتصادی در شرایط کنونی می بیند، از جمله نگرانی های هر دو طرف بود. البته در این میان بر سر اینکه چه کسانی بانی ماجرا بودند و مجرم اصلی ماجرا کیست، اختلاف نظرهایی وجود داشت. شریعتمداری معتقد بود عده ای در داخل فرمول فتنه ای را دنبال کردند که در خارج تئوریزه شده بود؛ در عین حال کواکبیان بر این باور بود که نباید همه را آمریکایی خطاب کنیم و سایرین نیز اشتباهاتی داشته اند. همین طور بر سر راهکار نهایی برون رفت نیز بحث هایی صورت گرفت.

برنامه رو به فردای سه شنبه آن قدر صریح بود که بتواند یادآور مناظره های زمان انتخابات باشد. و اتفاقا کواکبیان به توصیه رهبری در خصوص تداوم مناظرات آن روزها نیز اشاره کرد و این برنامه را گامی در همان راستا خواند. رهبر انقلاب در نمازجمعه بعد از انتخابات با اشاره به مناظرات فرموده بودند:«اما اين رقابتها و مناظرات، كه ابتكار مهمى بود؛ ابتكار جالبى بود؛ خيلى صريح بود، خيلى شفاف بود، خيلى جدى بود. اين مناظره‏ها تو دهن آن كسانى زد كه از بيرون تبليغ ميكردند كه اين رقابتها نمايشى است، واقعيت ندارد. ديدند نخير، واقعيت دارد؛ جدى در مقابل هم ايستاده‏اند، با هم بحث ميكنند، با هم استدلال ميكنند. بنابراين مناظره‏ها و گفتگوها بسيار از اين جهت مثبت بود.»


دراين مناظره ابتدا كواكبيان گفت از صدا و سيما تقدير مي كنم هرچند ديرهنگام بود اما بالاخره به فرمايش مقام معظم رهبري در ‏29‏ خرداد مبني بر اينكه مناظره ها ادامه پيدا كند عمل كردند وي افزود به سهم خودم چون در فراكسيون دانشگاهيان مجلس خادم هستم. ترور ناجوانمردانه و شهادت دكتر مسعود علي محمدي استاد دانشگاه فيزيك تهران را به دانشگاهيان به ويژه خانواده مكرم و معززشان تسليت عرض مي كنم.

سپس حسين شريعتمداري نيز گفت شهادت اقاي مسعود علي محمدي را تسليت عرض مي كنم و به قول حضرت امام رضوان الله تعالي عليه اينگونه اقدامات كور نه فقط مانع جهش انقلاب اسلامي نمي شود بلكه نشان دهنده ضعف دشمنان است و شاهد حركت بزرگتري خواهيم بود .

در ادامه مجري برنامه سوال كرد شايد بهانه اصلي برنامه مستقيم تلويزيوني رو به فردا ماجراي نهم دي امسال بود كه در واقع واكنشي بود به حوادث روز عاشورا خلاصه اينكه درباره چرايي و چيستي ‏9‏ دي سوال مطرح است و چرا چنين روزي خلق مي شود.

كواكبيان گفت بله سوال خوبي است من معتقد هستم كه مردم ما در طول تاريخ نشان داده اند كه هيچ وقت از ارزشهايشان كوتاه نمي ايند و حتي شخصيتي مانند حضرت ابا عبدالله الحسين غ كه واقعا الگوي اصلي انقلاب ما بودند و حتي امروز شيعيان حوثي در يمن مسلمانان فلسطين در غزه و حزب الله لبنان همه به خاطر الگوگيري از اصول شهادت طلبانه اقا امام حسين است

وي اضافه كرد مردم تحمل نمي كنند كه يك عده اي بيايند روز عاشورا و به مقدس ترين مقدسات توهين كنند حال غير از اينكه به بحث ولايت فقيه و قانون اساسي هم كه توهين شود قطعا مردم ما از اين ارزشها هيچ وقت نمي گذرند

مدير مسئول روزنامه مردمسالاري گفت بدون ترديد ‏9‏ دي مردمي بود برخي ها مي خواهند روز نهم دي را محدود كنند به جناح و يا كانديداي خاصي اما مردم به خاطر دفاع از اعتقاداتشان و قانون اساسي امدند و قطعا همانطور كه رهبري فرمودند اين روز ماندگار است و همان روز هم به نظر من يك كارهاي انحرافي شد به برخي از شخصيت ها كه دخلي به اين ماجرا نداشتند توهين هايي صورت گرفت و صدا و سيما هم كه بطور مستقيم پخش مي كرد ان را منعكس كرد و من به صلاح نمي دانستم اما در هر حال معتقدم مردم حركت خوبي از خودشان بروز دادند و جاودانه شد .

سپس مدير مسئول كيهان گفت نهم دي ماه با حضور بي نظير و كم نظير مردم پاسخي بود به هفت ماه تحمل اهانت هاي يك جريان سازمان يافته بيروني و دروني به مقدسات مردم تا اينكه روز عاشورا ماجرا به اهانت به ساحت مقدس اباعبدالله الحسين كشيده شد خوب طبيعي بود كه مردم به خشم امده و خشم ها را بنا به دلايلي فرو برده ديگر نمي توانستند تحمل كنند وي افزود ان روز مردم به همه دشمنان بيروني و دنباله رو هاي داخلي انها نشان دادندكه پاي ارزشهاي اسلام ايستاده اند و به هيچ وجه حاضر نيستند گوشه اي از ان كوتاه بيايند .

شريعتمداري اضافه كرد به همين دليل امروز روزي ماندگار شد روز فصل هم بود مثل خود عاشورا روز فرقان هم بود مثل خود عاشورا روز عاشوراي ‏61‏ هجري خطها كاملا مشخص شده بود امدني ها امدند رفتني ها رفتند نهم دي ماه نيز چنين روزي بود و مسئله جناحي نبود .

وي افزود اساسا ماجراي اخير جناحي نيست اين طور نيست كه در اين ماجرا يك طرف يك جناح باشد و طرف ديگر جناحي ديگر باشد

شريعتمداري اضافه كرد اصلا ماجرا تقابل يك جريان فتنه سازمان يافته با مباني و اصول انقلاب است بنابراين طبيعي است كه بسياري از كساني كه قبل ها پيش تر از ان متوجه ماجرا شدند صف خود را جدا كردند

سپس مجري در سوالي خطاب به كواكبيان گفت اقاي شريعتمداري كلمه فصل را بكار برندند كه مقام معظم رهبري از تعبير اتمام حجت استفاده كردند كه نهم دي حجت را تمام كرد شما اين تعبير را چگونه مي بينيد و چطور اين تعبير را مي توان دريافت كرد

كواكبيان گفت در اينجا بگويم كه بنده سخنگوي هيچ كس نيستم و مسئول حرفهاي خودم هستم والسلام

وي افزود در تعبير اتمام حجت من به نكته ظريفي معتقد هستم و اينكه تا چه وقت مي خواهيم جريان پس از انتخابات را كش دهيم هم اتمام حجت است براي دنيا هم حاكميتهم مسئولان و همه بالاخره ‏7‏ تا هشت ماه از انتخابات گذشته است

كواكبيان گفت من از روز اول حتي قبل از اصولگرايي مجلس گفتم كه فرمايشات رهبري و قانون اساسي را فصل الخطاب قرار دهيم و نبايد اين بحث ها ادامه پيدا كند منتهي افراط كاري ها نمي گذارد

وي اضافه كرد نمي خواهم بگويم كه لزوما يك طرف باعث شد اما بالاخره حوادث را كشاند به اينجا بنابراين بايد يك جا اين مسئله را تمام كنيم كواكبيان افزود به نظر من اتمام حجت براي همه است هم جريان افراطي كه نمي خواهد اين ماجرا تمام شود هم جرياني كه واقعا از ان طرف دارد خط و ربط مي گيرد هم مسئولان قواي دستگاه سه گانه كه هر كدام بايد به مر قانون و به وظايف خود عمل كنند هم جريان هاي خودسري كه بر خلاف قانون اقداماتي مي كنند

كواكبيان افزود البته تعبير رهبري اين بود كه اينها كمك به دشمن است فكر نكنيم كه دلسوزانه كارهايي مي كنيم يعني اتمام حجت براي همه افراد است براي مجلس براي نيروي انتظامي وهمه مجري گفت منظور شما عمل سه قوه به مر قانون چيست .

كواكبيان پاسخ داد ان كس كه مسئول صدور مجوز است صادر نكند ان هم خلاف قانون عمل كرده است اگر كسي كه امده به ارزشهاي نظام توهين مي كند بايد مجازات شود ان كسي هم كه مي خواهد به سزاي عملش برساند ان فرد هم نبايد خلاف قانون عمل كند .

وي تصريح كرد من معتقد هستم كه مر قانون يعني يك سيستمي كه تمام اجزايش را بايد با هم ببينيم قانون اساسي يك محور و فصل اصلي به نام ولايت فقيه دارد اما يك فصلي دارد و اصول ديگري نيز دارد .

كواكبيان گفت متاسفانه برخي از دوستان ما مي خواهند بخش ديگر مغفول بماند بحثي هم نيست دادگاههايي كه صدا و سيما پخش مي كرد درمجلس گفته بودم قانون اساسي مي گويد كه اصل وجود هيئت منصفه سياسي هم ضروري است و منكر اين نيستم اين يك دادگاه سياسي بود هيئت منصفه نداشتيم اگر نداشتيم چرا بايد اينگونه دادگاه برگزار مي شد بعدها ديديم رئيس جديد قوه قضايي تشريف اوردند اين قصه بهم خورد .

كواكبيان گفت مر قانون براي همه است همه كساني كه در اين نظام مي خواهند زندگي كنند و مدعي دلسوزي براي مردم هستند بايد ببينيم كه راهكار اساسي رعايت قانون است .

وي افزود واقعا جاي تاسف دارد كه پريروز شنيديم به منزل شهيد صدوقي حمله شده است يا به منزل شهيد دستغيب يا در كرمانشاه به منزل اقاي زرندي و يا در جاي ديگر اين اتفاقات مي افتد و صدا و سيما چيزي نمي گويد .

كواكبيان اضافه كرد من در مجلس گفتم همانطور كه واقعه روز عاشورا و ان بي حرمتي صددرصد محكوم است كسي كه اين جنايت را مرتكب مي شود افرادي هم كه به اين مكان حمله مي كنند محكوم هستند فرقي نمي كند اما صدا و سيما يك كلمه از ان نمي گويد و حق هم است اين مسائل را بگويد اما چرا ان مسائل را نمي گويد مر قانون به شما صدا و سيمايي ها بر مي گردد به ما مجلسي ها برمي گردد به دستگاه قضايي و نيروهاي دلسوز بر مي گردد حال كانديداهاي رياست جمهوري نيز يك طرف بحث هستند و همچنين نيروهاي امنيتي همه بايد به مر قانون عمل كنند.

شريعتمداري مدير مسئول روزنامه كيهان در ادامه سخنانش در برنامه زنده رو به فردا گفت مثلا يك موقع شما از پنجره نگاه مي كنيد و مي بينيد يكي محكم زد توي گوش يكي ديگه واقعا ناراحت مي شويد حق هم داريد ولي اگر به شما بگويند اين كسي كه تو گوشش خورده با دشنه دل و روده يكي ديگر را ريخته بيرون قضاوت شما متفاوتمي شود .

وي افزود به نظر من براساس قانون روشن است كه كساني دقيقا با دنباله روي از يك قانون شناخته شده بيگانه در مملكت تلاش كردند نظام اسلامي را تضعيف كنند اموال مردم را به اتش كشيدند با قمه و دشنه به عابران پياده حمله كردند مسجد را اتش زدند قران را پاره كردند تصوير مبارك حضرت امام زه را پاره كردند به حضرت اباعبدالله الحسين غ اهانت كردند به نفع اسرائيل در روزي كه عليه اسرائيل بود شعار دادند به نفع امريكا در روزي كه عليه امريكا بود شعار دادند اينها بالاخره جرائم بزرگي است .

مدير مسئول روزنامه كيهان گفت: مر قانون مبين اين است كه اگر در قانون براي اين موارد عنوان مجرمانه اي وضع شده كه شده به ان بايد عمل شود در ضمن در اين ميان به بعضي از خودسري ها هم واقعا بايد رسيدگي شود شريعتمداري اضافه كرد جنگ تحميلي خودمان را در نظر بگيريم در جنگ تحميلي ما كه جبهه جبهه حق بود در همين جبهه حق ممكن است چندتايي هم باشند كه احيانا ادم هاي خوبي نباشند اينها دليل نمي شود ما بگوييم اين جبهه ناحق بود همانطور جبهه صدام جبهه ناحق بود اما اينكه دران تعدادي باشند كه ادم هاي خوبي باشند كه بودند .

شريعتمداري افزود اول بايد اين مرز مشخص شود اقاي كواكبيان كه بنده به ايشان ارادت دارم اشاره كرد كه من سخنگوي هيچ كس نيستم ولي خوب جنابعالي در همه اين مدت از يك جريان خاص حمايت مي كرديد و روزنامه تان هم در اختيار اين جريان خاص بوده است .

وي اضافه كرد من در سطحي نيستم كه خداي ناكرده بخواهم شما را ملامت كنم مي خواهم بگويم هماني كه هستيد زير همان تابلو حرف بزنيد مثلا اشاره كرديد به مردم غزه چرا شما وقتي ديديد امدند شعار دادند نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران چيزي نگفتيد اينها موجب مي شود صحنه غبارالود شود مديرمسئول روزنامه كيهان گفت من معتقدم اگر به مر قانون عمل شود همانطور كه رهبر معظم انقلاب هم اشاره فرمودند خيلي چيزها حل مي شود.

مردم سالاري گفت اين قصه كه اصلا جبهه حق و باطل است و جرائمي كه مرتكب شده اند يكي خيلي بزرگ و ديگري كوچك است نبايد با هم مخلوط كنيم و خلط مبحث شود شما از اين مطالب چگونه دفاع مي كنيد .

كواكبيان در پاسخ گفت اقاي شريعتمداري همواره در مقام محاكمه همه بايد جواب ايشان را بدهند.

وي افزود امشب نمي خواستم به جاده خاكي بزنم اولا كه ايشان شريعتمداري تغافل مي فرمايند بنده مناظره هاي زيادي بعد از انتخابات داشتم اما با اقاي شريعتمداري مناظره نداشتم ولي جاهاي مختلف گفتم نه شرقي نه غربي جمهوري ايراني شعار انحرافي است و طبق فرمايش حضرت امام جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم نه يك كلمه زياد را بارها تاكيد كردم .

كواكبيان اضافه كرد در روزنامه مردمسالاري هم همين مصاحبه ها و همين مناظره ها چاپ شده است حالا اقاي شريعتمداري شايد فقط كيهان مي خواند احتمالا و اينجوري مي گويد و الا بنده موضع گيري كردم و صددرصد هم معتقد هستم منتهي يك نكته اساسي تر اينكه از روز اول اقايان عمدا خواستند جريان معترض به انتخابات را با جريان اغتشاش گر معاند يك كاسه كنند و من هم از شبكه خبر اولين مصاحبه اي كه داشتم اين بود كه ان كساني كه سطل اشغال اتش مي زنند يا شيشه مي شكنند بحث انتخابات ندارند و اصلا در انتخابات هم شركت نكرده اند.

كواكبيان گفت حماسه جاودان ‏22‏ خرداد كه چهل ميليون نفر در ان گرما امدند به عشق نظام امدند اگر نظام را قبول نداشتند كه نمي امدند پاي صندوق راي پس قبول داشتند و واقعا شور و نشاطي كه ايجاد شده بود بي نظير بود
وي افزود بنده به عنوان يك مطلع سياسي در طول سي سال چنين شور و نشاط ملي را نديده بودم واقعا هم نديده بودم .

كواكبيان اضافه كرد در شهرهاي مختلف بنده شايد در بيش از ‏27‏ استان گردش و در حدود ‏5.‏ شهر سخنراني هاي مختلف داشتم ان شور و نشاط واقعا مي شد حفظ بشود اما بحث اين است كه واقعا انهايي كه حالا من نمي گويم صدا و سيما هم همين كار را مي كرد مي امدند همه اينها را يك كاسه مي كردند .

كواكبيان افزود در ‏25‏ خرداد يك ميليون نه دو ميليون نه حالا هر تعداد از ميدان امام حسين تا ميدان ازادي بدون يك كلام شعار با سكوت محض امدند راهپيمايي كردند واقعا همه دوستدار نظام هستند همه دوستدار ولايتند همه دوستدار رهبرهستند ولي ما امديم يك كاسه گفتيم كل اين جريان فتنه است همه اينها وابسته به اسرائيل و امريكا هستند وي افزود يك جواني كه واقعا مي گويد من به عشق وطنم به عشق اسلام امدم راي دادم من بلندگوي اسرائيل بودم چرا اين طوري به اين افراد توهين مي كنيد .

كواكبيان گفت ان جواني كه مي گويد نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران به لج اقاي شريعتمداري مي گويد نه اينكه واقعا اعتقاد قلبي داشته باشد يعني مي گويد اين اقا من را متهم كرده به اسرائيلي بودن من هم به خدا اينطوري نيستم اگر فريب خوردگاني هم به قول ايشان باشند من نمي خواهم منكر بشوم الان انجمن پادشاهي اعلام كرده كه اين استاد را ترور كرده است حساب اينها با جمعيتي كه معترضند جداست .

وي اضافه كرد بحثي در روزنامه كيهان بود كه اينها روز قدس امدند با كفش نماز خواندند اين واقعا اگر بعد از سي سال كه از انقلاب گذشته هنوز نماز جمعه را ما به اين افراد ياد نداديم اين همه دستگاه تبليغي اين همه دستگاه صدا و سيما بعد هم مي ائيم به رخ مي كشيم

كواكبيان گفت من مي خواهم بگويم اگر بعضي ها اين شعار را دادند و به قول شما اسرائيل هم مطرح كرده بود اين هم مقصر ما هستيم چرا اين مناظره هايي كه امشب راه انداختيم از همان اول نيامديم روشنگري كنيم وي افزود طبيعتا كسي صداي امريكا و بي بي سي فارسي مي بيند من بارها گفتم اينها زنگ خطراست بخاطر اينكه براي اينها محدوديت ايجاد كرديم و اينها رفتند ان سايتها شبكه ها را گوش كردند و بعد حرف هاي همانها را تكرار كردند .

كواكبيان افزود خدا شاهد است بارها اين شبكه ها از خارج مي خواستند با من مصاحبه كنند گفتم نه گفتند صدايتان را پخش مي كنيم گفتم نه من خودم صدا و سيما مي روم و صدايم را از انجا مي شنويد .

وي تصريح كرد اگر واقعا صدا و سيماي ما مطبوعات ما دقيق عمل مي كردند مشكلي نبود .

كواكبيان گفت حالا چون ايشان شريعتمداري مطرح كردند مي خواهم بگويم بخشي از اين تقصيرها را خود ايشان دارد چرا چون اينها كه افرادي خود سر هستند زير علم كيهان اين كارها را مي كنند .

وي اضافه كرد اقاي شريعتمداري قبل از اينكه انتخابات تمام شود گفت قراراست در ايران انقلاب مخملي بشود واين را خودشان با مقالاتي كه چاپ كردند مي دانندگفتند مردم مواظب باشيد عمر و عاصي ها دارند مي ايند غير از اين است هر سه كانديدا در شوراي نگهبان بودند ايشان مي گويد عمر و عاص ها دارند مي ايند .

كواكبيان افزود شكي نكنيد كه مقام معظم رهبري هم فرمودند اينجا گرجستان نيستاينها بيخود مي كنند بخواهند اينجا انقلاب مخملي راه بياندازند وي افزود مي خواهم بگويم بله استكبار جهاني با ذات انقلاب اسلامي معارضه دارد و هميشه اين معارضه هست و مخصوص اين حادثه هم نيست كواكبيان گفت اگر در عاشورا مي گويند بهائيت امده نمي دانم پادشاهي و منافقين امدند من هيچكدام را رد نمي كنم چون انها يك فرصت گيراوردند اين فرصت را بهانه كردند براي اينكه عقده هايشان را خالي كنند اما من معتقدم كه مي شود تقبيح كرد ولي اين فرصت ها را براي انها فراهم نكرد چگونه ما بايد تفكيك مي كرديم و جو نبايد امنيتي مي شد .

اين نماينده مجلس افزود واقعا ان كسي كه منافق و ضد انقلاب است و از خارج دستورمي گيرد با مردم عادي خيلي فرق دارد اين ابهام وجود داشت اين مردم درشهرستان ها نبودند در تهران بودند امار را خود صدا و سيما و مراكز رسمي دادند و همه جا يك كانديداي مشخص جلو بود واين برايشان يك شبهه بود راه بر طرف كردن شبهه اجماع عمومي است راه اين نيست كه بگوييم همه شما وابسته به امريكا و اسرائيل هستيد و ما يك مشت ادم هاي خوبيم و ما فقط ضد اسرائيل هستيم .

كواكبيان اضافه كرد قبول بفرماييد همه ما مقصريم اگر بنده هم قرار بود كه شفاف سازي كنم و مرز بنديم را دقيق تر بگويم كه ايشان مي گويد شايد اينكار را نكرده بودم ولي من در اين مناظره ها گفتم اين مناظره ها چاپ شده و همه اين بحث ها را مطرح كردم من معتقدم ما به جاي اينكه به گذشته برگرديم چون واقعا اگر قرار باشد گذشته باشد ديگر اين برنامه رو به فردا نيست .

كواكبيان گفت چون واقعا اينجوري نيست كه ما بيائيم بگوييم كالبد شكافي و اسيب شناسي انتخابات خوب ما خيلي حرف داريم و من هم بگويم الان اين دولت را قانوني مي دانم بنده دارم در مجلس كار مي كنم هيچ بحثي هم ندارم و در همه مباحث هم گفتم انتخابات قبول شده دولت هم قانوني است بخصوص مقام معظم رهبري تنفيذ كردند و در مجلس هم مراسم تحليفش انجام شد همه كارهايش شده و اصلا معني ندارد كه بگوييم حالا دوباره سرقصه انتخابات برويم .

وي افزود اگر سر قصه انتخابات اين برنامه ها را داشته باشيم خوب البته اين مخمليمون رو ايشان شريعتمداري راه انداخت قبل از انتخابات و الان هم مي گويد توطئه و فتنه يا مسايلي از اين قبيل است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 23  توسط احسان  | 
ترور مشکوک استاد فیزیک هسته ای دانشگاه تهران

مسعود محمدی استاد متعهد و انقلابی دانشگاه تهران صبح امروز در اقدام تروریستی عناصر ضد انقلاب و استکبار به شهادت رسید.

به گزارش رجانیوز بر اساس اطلاعات اولیه استاد محمدی هنگام خروج از منزلش در منطقه قیطریه تهران در انفجار یک بمب کنترل از راه دور به شهادت رسید. این بمب گذاري در سطل آشغال مقابل منزلش صورت گرفته بود.

مسعود محمدی استاد فیزیک هسته ای دانشکده علوم دانشگاه تهران و رئیس گروه فیزیک این دانشکده بوده است. برخی منابع آگاه ترور وی را مرتبط با پرونده هسته ای ایران می دانند.

دستگاه های امنیتی و انتظامی بررسی این حادثه تروریستی و شناسایی عوامل آن را آغاز کرده اند.

مسعود علی محمدی دانشمند ارشد هسته ای که صبح امروز مقابل منزل خود ترور شد، در سال 64 مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه شیراز دریافت کرد.

وی در دانشگاه شیراز از فعالان انجمن اسلامی دانشجویان بود. پس از آن در سال 67 از مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی شریف فارغ التحصیل شد. وی سپس در سال 71 مدرک دکترای خود را با گرایش فیزیک ذرات بنیادی از همین دانشگاه دریافت کرد و با درجه استاد تمامی به تدریس در دانشگاه ها پرداخت. وی همزمان با دفاع مقدس در عرصه های علمی با سپاه پاسداران همکاری می کرد.دکتر علی محمدی عضو هیات علمی پردیس علوم دانشگاه تهران بود. سابقه ریاست دانشکده فیزیک و معاون پژوهشی پردیس علوم دانشگاه تهران بود.

مرحوم علي‌محمدي از اساتيد برجسته و ولايي بود

سيدمحمد كاظم منظور الاجداد از شاگردان استاد مسعود علي محمدي كه صبح امروز از سوي گروهك‌هاي ضد انقلاب ترور شد، در گفتگو با فارس، در خصوص ويژگي‌هاي علمي و اخلاقي استادش گفت: استاد علي محمدي مدرك كارشناسي خود را در رشته فيزيك از دانشگاه شيراز دريافت كردند و در دوران تحصيل در دانشگاه شيراز در دفتر انجمن اسلامي اين دانشگاه فعاليت داشتند.

وي افزود: استاد علي محمدي با شروع جنگ تحميلي و دوران دفاع مقدس تا سال 82 با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي همكاري داشته و پس از آن مدرك كارشناسي ارشد و دكتراي خود را در رشته فيزيك با گرايش ذرات بنيادي از دانشگاه صنعتي شريف دريافت كردند.

منظور‌الاجداد با تاكيد بر اينكه اين استاد برجسته داراي رتبه استادتمامي بوده خاطرنشان كرد: وي بسيار وقت‌شناس بود و هميشه سر ساعت مقرر در كلاس‌هاي درس خود حاضر مي شد و كلاس درس اين استاد برجسته از ساير كلاس‌ها در اين دانشكده شلوغ بود و دانشجويان اين رشته از مباحث علمي ايشان استفاده‌هاي لازم را مي‌بردند.

دانشجوي استاد علي‌محمدي در ادامه تصريح كرد: وي از مباحثي كه در دانشكده فيزيك دانشگاه تهران مطرح و به دانشجويان تدريس مي‌كرد، مبحث كوانتوم در رشته كارشناسي بود.

وي افزود: وي از اساتيد برجسته اين رشته بود و نه تنها دانشجويان وي بلكه ساير دانشجوي اين رشته به رتبه علمي ايشان واقف بوده و از آن تمجيد مي‌كردند.

منظورالاجداد تاكيد كرد: از ديگر سوابق استاد علي محمدي مي‌توان به رياست دانشكده فيزيك دانشگاه تهران و معاون پژوهشي پرديس علوم دانشگاه تهران اشاره كرد.

وي افزود: اين استاد سخت‌كوش در جشنواره خوارزمي دو سال قبل به همراه يكي از اساتيد دانشگاه الازهرا طرحي را ارائه كردند كه آن طرح در آن سال جزو طرح‌هاي برتر جشنواره خوارزمي شناخته شد.

منظو‌رالاجداد در خصوص سوابق سياسي اين استاد دانشگاه گفت: وي از فعالان دفتر انجمن اسلامي دانشگاه شيراز و به نظام اسلامي و ولايت فقيه بسيار پايبند بود همچنانكه هفته گذشته با فعالان دانشجويي دانشكده فيزيك جلسه‌‌اي را برگزار كرده و تاكيد کرده که در شرايط موجود كشور تنها راه برون رفت از مشكلات بحث و گفتگوي دانشجويي در فضاي دانشگاه در چارچوب قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي است.

هفته گذشته به دلیل وقایع پس از انتخابات وی از نمایندگان تشکل های دانشجویی در خواست تشکیل جلسه ای داد و اولین جمله وی در این جلسه این بود که "ما به عنوان کسانی که به نظام و انقلاب معتقد هستیم، فعالیت می کنیم و تلاش ما بایدبر طرف کردن اختلافات باشد

جزئيات جديد ترور استاد دانشگاه تهران

فخرالدين جعفر زاده در گفت‌وگو با فارس گفت: در ساعت 8:05 دقيقه صبح امروز خبر انفجار به قاضي كشيك تهران اعلام شده است.

وي ادامه داد: پس از اعلام اين خبر به اتفاق شاملو، بازپرس شعبه يك دادسراي امور جنايي و حيدري، بازپرس شعبه 10 اين دادسرا به محل حادثه اعزام شديم.

جعفرزاده افزود: پس از حضور در محل حادثه و در بررسي‌هاي اوليه مشخص شد انفجار حدود ساعت 7:58 صبح امروز اتفاق افتاده است.

وي گفت: بمب منفجرشده در يك موتورسيكلت جاسازي شده و به فاصله يك متري از در ورودي منزل استاد مسعود علي‌محمدي از اساتيد دانشگاه تهران به يك درخت بسته شده بود.

سرپرست دادسراي امور جنايي تهران ادامه داد: همچنين بررسي‌‌ها نشان مي‌دهد اين بمب از فاصله بسيار نزديك با اين استاد دانشگاه و بوسيله كنترل از راه دور منفجر شده است.

اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 23  توسط احسان  |